خرید بک لینک

دوباره نوروز فرا خواهد رسید

و برزگرانت

"پرگند" خواهند کرد خاک حاصلخیزت را

و کودکانت

به جستجوی خاکهای بیرون زده از برف خواهند رفت

به جستجوی قراولان بهار

"چیگدم" های دو پر و سه پر

و پونه های "ترچیگ" جویبارهای زلال

آنروزها

آیا خاک تو

بوسه گاه قدمهای من خواهد بود؟

آیا "کاکا فرخ" بار دیگر جار خواهد زد

به دعوت

برای کنفرانس سالیانه حمام ده

در چهاردیواری مسجد بی گلدسته و بی گنبد؟

تا آنروز

که به یقین هیچگاه نخواهد آمد

هیچکس نیز

نوشته های فرزندت را

به نگاهی

تلنگری نخواهد زد

تا آنروز

که دیگر هیچگاه نخواهد آمد

در آخر چلله بزرگ

هیچ "کورد"ی به ستیغ کوه نخواهد رفت

و "دگنگ"ش را

به هیچ سمت و سویی

پرتاب نخواهد کرد به خواندن ترانه:

"احمدوم کو، محمدوم کو

دنیا را زنوم اِ تَش ..."

و رسیدن پرترانه ترین فصل را

اعلام نخواهد کرد

از این پس

تو معشوق من خواهی بود

و من درک خواهم کرد سی سالگی پدرم را

آنگاه که تمام سرمایه خود،

مادر، سه خواهر و پنج برادرش را

به پای تو ریخت

که باغی از دویست نهال سیب بارور کنی

و بنایی آجری شش اتاقه

با پشت بامی قیرگون شده

با ایوانی آفتابی و رو به جنوب با یک "کُل" چوبی در وسط،

با آن باغ فراروی بی دیوار

به منظره هایت بیفزایی

و خود حتی برای یکسال

در آن بیتوته نکرد

آیا تا آنروز

کسی "چیگدم" های آب عید ننوشیده را

خواهد چید؟

من می دانم

من می دانم

عاقبت یک روز

این "سوواق"ی که به رُخت کشیده ای

طبله خواهد کرد

و تو پشیمان خواهی شد از این سوواق

و از تمام سوواقها و ماسکها

و جلوه خواهی کرد!

( 29 آوریل 2016 –مونترال، کانادا)

1- پَرَگَند کردن همان پراکنده کردن است به لهجه ترکی ما!

2- چیگدم به ترکی(Çiğdem) گلی از خانواده زعفران با ریشه خوراکی که در اواخر اسفند در جنوبواره هایی که برفشان آب شده است می روید؛ در ابتدا تک برگ و دوبرگ و سه برگ است و بعد تعداد برگهایش بیشتر می شود. آن زمانها اعتقاد بر این بود که نباید گلی را که آب نوروز را نیاشامیده است، چید.

3- ترچیگ به ترکی یعنی تر و تازه

4- کاکافرخ همسایه دیوار به دیوار دوران کودکی ما که معمولاً تمام موارد اعلام عمومی را ایشان جار زده اطلاع رسانی می کردند.

5- کورد یا کورت (Kürd / Kürt) همان کُرد است در منطقه کرچمبو و احتمالا تمام محال فریدن که تا زمان ما به همسایگان لُر اطلاق می شد به همان دلایلی که شهرکرد را شهرکرد می گویند! اینجا که معمولاً با کسره معرفه کورده گفته می شود (مثل کتابه را بیار یعنی کتابی که می شناسیش را بیاور) اشاره به باوری است که در بین اهالی رایج بود مبنی بر آمدن بهار به دلیل رفتن مرد کرد به بالای کوه به جستجوی فرزندانش احمد و مَحمَد که به قشلاق رفته اند و زمستان طولانی شده و مرد کرد عاصی و از عصبانیت چوبدستی اش را از بالای کوه همچون تمام افراد اختیار از کف داده، بی انتخاب جهتی معین پرتاب می کند و رجز میخواند، می گویند اگر این چوبدستی در آب افتد، سال پیش رو، سالی پرباران خواهد بود.

6- دَگَنَگ (Değeneg) به ترکی یعنی چوبدستی.

7- کُل (Kol) به ترکی یعنی ستون.

8- سوواق (Suvaq) به ترکی یعنی عمل کاهگل کشیدن، روی دیوار یا پشت بام را با کاهگل پوشاندن (Suvaqlamaq).

برچسب: نویسنده: ساناز فلاح تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 21:54

صفحه بندی